- درباره كتاب و نويسنده :‌

بدون ترديد كلود لوي اشتراوس نويسنده كتاب اسطوره و معنا نامدارترين انسان شناس دوران ماست . كتاب اسطوره و معنا كه توسط شهرام خسروي ترجمه شده است و توسط نشر مركز در سال 1376 به زيور طبع آراسته شده است در حقيقت متن نگاشته شده سلسله گفتگوي لوي اشتر اوس با راديو كانادايي سي.بي.سي است كه به زبان انگليسي ايراد شده است و ترجمه مصاحبه ها نيز از روي متن انگليسي انجام شده است . مصاحبه در دسامبر 1977 انجام و كتاب اولين بار در سال 1978 منتشر شده و بارها تجديد چاپ شده است .

لوي اشتراوس پايه گذار مكتب ساختارگرايي در انسان شناسي است . در سال 1908 از پدر و مادري هنرمند متولد شد در جواني به ماركسيسم گرايش پيدا كرد و عضو فعال حزب سوسياليست فرانسه شد تحصيلاتش را در دو رشته حقوق و فلسفه همزمان به پايان رسانيد . در سال 1935عازم برزيل شد و به تدريج علاقه مند به انسان شناسي كه بقول خودش تركيبي از دانش تئوريك و ماجراجويي بود شد . همين حس ماجراجويي وي را روانه سفرهاي مردم نگارانه در ميان قبایل آمريكاي جنوبي كرد كه حاصل آن كتاب « استواييان اندوهگين » است . در خلال جنگ جهاني دوم و در طول اقامت در نيويورك كتاب « ساختارهاي اوليه خويشاوندي » را نوشت . در سال 1985 كتاب « انسان شناسي ساختاري » را منتشر كرد . برخي كتاب " انسان شناسي ساختاري" را مانيفست لوي اشتراوس مي دانند اما خود او انتشار دو كتاب « انديشه وحشي » و « توتميسم » را نقطه عطفي در زندگي حرفه اي خويش مي داند . كتاب انديشه وحشي موج ساختار گرايي را در فرانسه به راه انداخت كه در طي دو دهه 1960 و 1970 تبديل به پديده اي عالم گير شد .

مجموعه چهار جلدي « منطق اساطير » ، « خام و پخته » ، «‌از عسل تا خاكستر » ، « منشا آداب ميز غذا خوري » ، «‌انسان برهنه » ،‌« نگاهي از دور » و « كوزه گر حسود » از ديگر آثار وي هستند . دو دهه پس از دوران اوج ساختار گرايي لوي اشتراوس شهرت و تازگي خودش را از دست داد با اين حال در تاثير وي بر توسعه انسان شناسي نمي توان ترديد داشت .

لوي اشتراوس از ماركس ،‌فرويد و زمين شناسي به عنوان سه الگويي ياد مي كند كه به او آموختند واقعيت هر پديده اي را بايد در عمق آن پديده جستجو كرد . شناخت مكانيسم ناخودآگاه انسان مي تواند تبييني براي كنشهاي او به دست دهد ( فرويد ) ؛ ‌نظام اقتصادي ( زير ساخت ) يك جامه است كه ارزشها و ايدئولوژيهاي ( روساخت ) ؛ آن جامعه را شكل مي دهد ( ماركس ) ؛ لايه هاي زيرين زمين شناختي تبييني هستند براي تنوع در سطخ زمين ( زمين شناسي ). ساختار گرايي نيز در جستجوي عنصر نا متغير است در ميان تفاوتهاي ظاهري . لوي اشتراوس مي كوشد نشان دهد كه ساختار انديشه انسان يگانه است. و هيچ تمايز بين شيوه انديشيدن انسان اوليه ومتمدن وجود ندارد. به بيان ديگر توجه غايي اشتراوس به ماهيت نا آگاهانه پديده هاي جمعي است .

2- مقدمه؛

اسطوره شكلي از زبان است و زبان ما را آماده مي كند تا بكوشيم خودمان و دنيايي را كه در ذات خود يكپارچه است با تحميل ديالكتيك ها،‌ دو شاخگي ها و ساختارهاي دوگانه بر روي داده ها بشناسيم . در پشت زبان ماهيت دو تايي مغز قرار داد . راس/چپ ، خوب / بد ، زندگي / مرگ. اينها دو شاخگي هاي اجتناب ناپذيري هستند كه مغز توليد ميكند و داراي دو بخش هستند كه دو چشم و دو دست را كنترل مي كنند ما در ذات خود موجودات دو نيمه اي هستيم كه داده ها را همچون كامپيوتر تنظيم مي كنيم . عقل سليم مان دو تايي است . به نظر مي رسد كه براي پرداخت يك تجربه ، ساده ترين و كار آمدترين راه تقسيم آن به دو نيم است. و سپس تقسيم هر يك از نيمه ها به دو نيم ديگر، ‌به سخن ديگر ؛ آرايش مجدد هر سوال به نحوي كه فقط دو پاسخ ممكن برايش باقي بماند ؛ آري يا خير .